مقاله نواقض زندانها

تعداد صفحات: 17

کیفیت محصول: عالی

نوع فایل: ورد ،

دسته بندی:

قیمت: 2000 تومان

تعداد نمایش: 18 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: ۱۷ آبان ۱۳۹۵

به روز رسانی در: ۱۷ آبان ۱۳۹۵

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

2000 تومان – خرید

مقاله نواقض زندانها

بواسطه افزايش روز افزون انواع معيني از جرائم در سالهاي اخير عده اي از دانشمندان را عقيده بر اين است كه زندانها نتوانسته اند وظيفه اصلي خود را بنحو احسن انجام دهند. گردانندگان امور اجتماعي در تامين آسايش زندانيان بسيار جلو رفته اند و از همين رو روز بروز بر تعداد مجرمين افزوده مي شود.

مقدم بر همه منقدين دو نفر از روساي زندانهاي مشهور كه فعلاً بازنشسته شده اند در اثبات محكوميت سياسي كه اكنون را اداره مي كند بيش از ديگران پافشاري مي نمايند.

سرهنگ دوم (ه.م.ا.هالز )مي گويد :

… اكنون ديگر محكوميت به حبس در اي قبيل زندانهاي موجود نمي تواند جنبه اصلاحي براي مجرم داشته و او را از راهي كه رفته است منحرف كند . عقوبت و مجازات فقط بحبس منحصير شده كه آنهم يك محدوديت كسالت آور آزادي بيش نيست و تازه همين محدوديت هم با غذاهاي مختلف سخرانيها خطابه هاي اجتماعي موسيقي مطالعه ورزش نامه نگاري مسابقات نويسندگي و ملاقات مجرم با بستگان و دوستانش ترميم و اصلاح شده است . و البته پس از صرف يك روز با اين قبيل سرگرميها متنوع مجرم آن اندازه خسته شده است كه شب را نيز براحتي بخوابد . بدين ترتيب توده مردم و چاره جويان دردهاي اجتماعي بايد به اين مطلب توجه دقيق داشته باشند كه اينگون زندانها هرگز نمي تواند وظيفه حساسي را كه بعهده دارند انجام دهند . آيا يك مجرم متهور و قسي القلب با ديدن يك دوره از چنين زنداني متنبه مي شود ؟ نه براي اين قبيل مجرمين همان شدت عملي كه خود در هنگام ارتكاب جرم بخرج داده اند تنها علاج قطعي و داروي لازم است…

سرهنگ دوم (س.اي . ف . ريچ ) يكي ديگر از روساي بازنشسته زندان همان نظر سرهنگ هالز را بدين ترتيب بيان مي كند :

بنظر من زندانها آن قواعد اصلي و انضباطي را كه ملازم با وجود آنهاست از دست داده اند . من باين رقت قلب و شفقي كه نسبت به مجرمين ابراز مي شود اعتقادي ندارم . هنگاميكه جنايتكاري مانند حيوان وحشي و در نهايت شدت قوانين و نظامات اجتماعي را ناديده انگاشته و مرتكب بزه مي شود هيچ لزومي ندارد كه كوچكترين رافاقي نسبت به او ملحوظ گردد .

اولين تفسيري كه بايستي راجع به اينگونه اظهار نظرها بعمل آيد اين است كه اشخاص فوق كاملاً سيستم اداره زندانهاي جديد را درك نكرده اند . براي نمونه اجازه نامه نگاري كه بمجرم داده مي شود و اين امر مورد اعتراض شديد سرهنگ هالز واقع شده است براي هر مجرم جنحه كوچك يك نامه در ظرف دو ماه و براي مجرم جنحه بزرگ و جنايت هر چهار ماه يك مرتبه است . سهميه غذاهاي مختلفي كه بقول نامبرده با بلند نظري بمجرم داده ميشود براي گذراندن حد متوسط زندگي بك فرد عادي است تذكر اين مطلب از روي احساسات نبوده بلكه از روي كمال وافع بيني است و عقل سليم حكم مي كند كه زندان نبايستي نتها وظيفه تهيه غذا براي زندانيان را داشته باشد بلكه سطح فكر و معلومات و استدراك و تعقل مجرمين را نيز بالا برد . مسلماً اگر تا شام بفكر فرار بودند اجازه مي دادند كه افكارشان نسبت به امور ديگري هم متجه شود آن بلوا و شورش عظيم براه نمي افتاد .

سرهنگ هالز و سرهنگ ريچ رساله هاي خود را آنگونه نوشته و طوري ارائه طريق مي كنند كه گويي تئوري حفاظت اجتماع بوسيله ايجاد مجازاتهاي شديد را ابداع كرده و يك مطلب علمي نوي ببازار دانش هديه كرده اند . ولي در واقع اين متد از تئوريهاي مردوديست كه سالها مورد آزمايش قرار گرفته و انحطاط و بي اعتباري آن برهمه كس روشن شده است . سيستم زندانباني شديد قرن نوزدهم از همين جهت با شكست كامل روبرو شد . و ادامه سيستم منحطي كه مواجه با شكست شده و قصور و غفلت آن برهيچكس پوشيده نيست – و همين شدت و غلظت آن سبب از بين رفتن و جايگزين شدن متد ديگري شده است – برپايه عقل استوار نبوده بلكه مطرح كردن آن نيز صرفا از روي احساسات مي باشد . احساسات چيست ؟ – اضطراب و قلقي بي تناسب كه بر علم مي تازد و بي توجهان آنرا در قبل خود نواي حقيقت مي پندارند .

متد قديم زندان علاوه بر اينك نتوانست از افزايش روزافزون مجرمين جلوگيري كند و قدرت آن براي اصلاح منحرفين جامعه بسيار كم و ناچيز بود . در عوض مجرمين بالعاده اي در دامان خود پرورش داد كه بنوبه خود دعاگوي اجتماع و سازندگان آن بودند .

اصلاح و پيدايش متد جديد در اداره زندانهاي ما از درك اين حقيقت شروع شد كه بشر نميتواند براي هميشه بخاطر ترس از مجازات و كيفر رعايت حفظ اصول نظام اجتماعي را بنمايد و بقول معروف خوب باشد همچنانكه يكي از هم قطاران منقدين فوق بيان مي كند :

در سالهاي پيش يكي از موجباتي كه مجرمين را بزندان مي فرستادند از اينجا ناشي مي شد كه تجديد آزادي آنها را كرده باشند . بدنگونه كه مجرمين هنگام خروج از زندان از ارتكاب بجرم ديگري با تصور عواقب آن كه زندان است خودداري بكنند ولي هيچگونه اثر مثبتي در اعمال اين روش حاصل نشد . شايد اغراق نباشد اگر بگوييم هر كشوري در دنيا اين روش را آزموده است و تمام آنها به بطلان اين تئوري اعتقاد كامل پيدا كرده اند ( استخراج از گزارش آقاي گيلبرت هيل – نماينده دولت در زندان ليورپول) (مجلخ ليورپول پست ۱۵ اكتبر ۱۹۳۱ )

اكنون براي اينكه صحت و سقم اظهار نظر اخير را دريابيم بايد بدانيم كه اطبا امراض روحي و چاره جويان دردهاي اجتماعي كه براي رسيدن بيك راه حل عملي كه در عين حال هم براي مجرم مفيد باشد به اين نتيجه رسيده اند كه :

وجود زندانها براي حفظ و حمايت اجتماع است و اين وظيفه دشوار حمايت يك اجتماع را زندان بدو طريق مي تواند انجام دهد :

الف – بوسيله نقل مكان مجرمين كه ضديت كامل با اصول اجتماعي دارند ( مجرمين بالعاده ) بطور دائم و يا براي مدت طولاني بمحيط هاي مناسب . ب – بوسيله تلقين افكار صحيح و عقايد عام المنفعه در مجرم و هدايت او بره صواب و تغيير دادن مسير فكر او .

استعمال طريقه اول پشتيباني اكثريت جامعه و افكار عمومي را جلب نمي نمايد . بنابر اين با توجه به اين امر پشتيباني اكثريت جامعه و افكار عمومي را جلب نمي نمايد . كوشش را در تحقق راه دوم مبذول دارند . يعني سعي كنند كه فكر مجرم زنداني را مثل فكر يك عضو سالم اجتماعي مرمت نمايند و اين عمل مهم نيز بايستي حتي المقدور در مدت محكوميت كوتاه مجرم انجام پذيرد . مگر اينكه تشخييص داده شود كه چنانچه مدت حبس كوتاه باشد ميل به ارتكاب جرم پيدا شده و پس از مدتي خطرناكتر از سابق درهاي زندان بروي او گشوده مي شود كه در اين صورت محكومتهاي طولاني بحال مجرمين بالعاده اين فايده را بايستي داشته باشد كه آنها را حتي از چشم انداز جدول مجرمين اتفاقي بكلي بردارد .

ضمنا نمي شود انكاركرد كه حبس هاي كوتاه براي مجرمين بالفطره اين زيان را در بر دارد كه آنها را غلباً مضرتر از سابق تحويل اجتماع مي دهد و تنها نتيجه اي كه از مدت كوتاه زندان براي مجرمين بالعاده گرفته مي شود حس كينه جويي و انتقامي است كه از اجتماع در دل آنها جاي خواهد گرفت…

آنهاييكه مانند سرهنگ هالز و سرهنگ ريچ از متد جديد مي نالند و تقاضاي شدت عمل را دارند مسلما مديران با تجربه اي نيستند و نه تنها خود از گذشته تلخ پند نگرفته اند بلكه محققيني هستند كه ارتكاب مجدد اشتباهات نسل هاي گذشته را توصيه مي كنند . بعلاوه آمار نشان مي دهد مجرميني كه مدت محكوميت خود را در زندانهاي سابق گذرانده اند بيست درصد بيشتر از مجرميني كه مدت محكوميت خود را با متد جديد زندان طي كرده اند مرتكب تكرار جرم شده اند . و از همين رو نظريات و پيشنهادات سرهنگ هالز و سرهنگ ريچ مورد تصديق روساي زندانهاي جديد كه

مقاله نواقض زندانها

پاسخ دهید