مقاله طبقه بندي اطفال بزهكار در نظام كيفري انگلستان

اندازه: 46.00K

تعداد صفحات: 8

کیفیت محصول: عالی

نوع فایل: ورد ،

دسته بندی:

قیمت: 1500 تومان

تعداد نمایش: 17 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: ۱۱ آبان ۱۳۹۵

به روز رسانی در: ۱۱ آبان ۱۳۹۵

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

1500 تومان – خرید

مقاله طبقه بندي اطفال بزهكار در نظام كيفري انگلستان

در حقوق انگلستان صغر سن در كنار برخي از عوامل ديگر تحت عنوان دفاعيات عام يا مورد بحث قرار مي گيرند. دليل اين كه اين دفاعيات را «عام» مي نامند آن است كه آنها در مورد همه جرايم قابل استناد هستند و از اين جهت با دفاعيات خاص كه تنها در جرايم خاصي قابل اعمال مي باشند تفاوت مي كنند. نمونه دفاعيات نوع دوم، دو دفاع «تحريك» و «مسؤوليت تخفيف يافته» مي باشند كه تنها در جرم قتل عمد قابل اعمال بوده و موجب تخفيف مسؤوليت مرتكب از قتل عمد بع قتل غيرعمد مي گردند. در دفاع «تحريك» متهم تحريك شدن در نتيجه گفتار يا رفتار مقتول يا شخص ثالث و در دفاع «مسؤوليت نخفيف يافته» اختلال دماغي خود (كه به حد جنون نمي رسد) را به عنوان عوامل مخففه مطرح مي نمايد. اين دفاعيات را از اين حيث كه به جاي سلب كامل مسؤوليت تنها باعث تقليل آن مي شوند، دفاعيات جزئي يا عذرهاي جزئي نيز مي نامند.

در مورد دفاعيات عام معمولاً بين عوامل موجهه و عوامل معذور كننده تفكيك قائل مي شوند. از لحاظ تاريخي حقوق انگلستان اين تفكيك را در قتل به رسميت مي شناخت، بدين شكل كه برخي از انواع قابل توجيه و بعضي ديگر معذور كننده محسوب مي شدند. تا اوائل قرن نوزدهم اثر عملي اين تفكيك آن بود كه در قتلهاي معذور كننده اموال قاتل به نفع دولت مصادره مي شد ولي اين كار در قتلهاي توجيه پذير ممكن نبود.

اخيراً در آمريكا اين تفكيك پذيرفته شده است. دفاع توجيه كننده به معني آن است كه عمل متهم قابل رد و سرزنش نيست مثل آنچه كه در دفاع مشروع رخ مي دهد. از سوي ديگر، در دفاعيات معذور كننده از متهم كار غلطي سرزده است ليكن وي معذور دانسته مي شود. بدين ترتيب دفاعيات چون مستي، اشتباه، جنون و صغر سن جزء عوامل معذور كننده محسوب مي گردند.

تفكيك بين دفاعيات توجيه كننده و دفاعيات معذور كننده آثار عملي چندي دارد كه از جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد:

۱-در عوامل توجيه كننده طرف مقابل حق دفاع و مقاومت ندارد ولي در عوامل معذور كننده فرد مي تواند از خود (مثلاً در مقابل يك صغر يا مجنون) دفاع كند.

۲-در عوامل موجّهه، ديگران هم مي توانند به فرد كمك كنند در حالي كه در عوامل معذور كننده از چنين حقي برخوردار نيستند و در اين صورت است مسؤول شناخته شوند.

۳-در عوامل موجهه دادگاهها نيازي به حصول اطمينان از عدم تكرار فعل ارتكابي ندارند در حالي كه در عوامل معذور كننده دادگاهها ممكن است نيازمند اعمال نوعي مراقبت بر مرتكب باشند.

علاوه بر اين مي توان تفاوتهاي ديگري را هم ذكر كرد، مثل اين كه عوامل موجهه بايد در تمتمي جرايم پذيرفته شوند، در حالي كه نظم عمومي ممكن است اقتضا نمايد كه عوامل معذور كننده در برخي از جرائم پذيرفته نشوند. در مورد ماهيت برخي از «دفاعيات» مثل اكراه و اضطرار را جزء عوامل توجيه كننده مي دانند. هر گاه اكراه از عوامل توجيه كننده باشد نتايج نامعقولي رخ خواهد داد. مثلاً قرباني حق نخواهد داشت در مقابل كسي كه با تهديد «مجبور» به تجاور وي شده است مقاومت كند و شخص ثالثي هم حق دارد كه با نگاه داشتن در مقابل شخص مورد تجاوز، متجاوز را قادر به انجام تجاوز كند. به علاوه هرگاه اكراه يك عامل توجيه كننده محسوب مي شد محدوديتهايي مثل عدم امكان استناد به اكراه در قتل عمد از بين مي رفت. در مورد اضطرار نيز شايد تنها در صورتي بتوان آن را يك عامل توجيه كننده دانست كه مرتكب ضرر كمتر را در مقابل ضرر بيشتر پذيرفته باشد و گرنه هرگاه ضرري كه به مرتكب مي خورده است مساوي ضرري باشد كه در نتيجه ارتكاب جرم حاصل شده است آن را بيشتر بايد يك عامل معذور كننده دانست كه براساس آن مرتكب را، نه از آن جهت كه اجتماع كار او را تأييد مي كند، بلكه از آن رو كه خود به نوعي قرباني جرم ديگري است از مجازات معاف مي كنيم. در هر صورت با توجه به اين اشكالات است كه گاهي پيشنهاد شده است كه اكراه و اضطرار از عداد عوامل رافعه مسؤوليت خارج شوند و ، با توجه به اين كه بيشتر به انگيزه مربوط مي شوند، قاضي در مرحله تعيين مجازات، آنها را تنها به عنوان عوامل مخففه (كه گاهي نيز باعث معافيتكامل مي شوند) در نظر بگيرد.

پس از اين مقدمه كوتاه به بررسي آنچه كه موضوع اصلي بحث ما را تشكيل مي دهد و از عوامل معذور كننده مي باشد، يعني صغر سن مي پردازيم. اين دفاع در حقوق انگلستان در همه جرايم، مادي صرف، قابل استناد مي باشد و بنابراين آن را نمي توان مبتني بر خدشه دار شدن عنصر رواني جرم دانست.

حقوق انگلستان صغار را به سه دسته تقسيم مي كند:

الف) كودكان زير ده سال

به موجب بخش ۵۰ قانون «اطفال و اشخاص جوان» مصوب سال ۱۹۳۳ كه به وسيله بخش ۱۶ قانوني به همين نام در سال ۱۹۶۳ اصلاح شده است، اين گونه اطفال نمي توانند به ارتكاب هيچ جرمي محكوم شوند هر چني كه ممكن است در محاكم اطفال دادرسيهايي در مورد شيوه مراقبت از آنها جريان يابد. حداقل سن مسؤوليت كيفري در كامن لاهفت سال بود كه به موجب قانون موضوعه ابتدا به هشت و سپس به ده سال تغيير يافت. در اسلام نيز در مورد سن هفت سال به عنوان حداقل سن مسؤوليت نظراتي ارائه شده است، كه از جمله مي توان به كتاب الاستبصار شيخ طوسي (جلد۴، ص۲۴۹) اشاره كرد. حداقل سن مسئوليت كيفري در كشورهاي مختلف دنيا متفاوت است به طوري كه در قبرس، ايرلند، ليختنشتاين، سويس، ايرلند شمالي و اسكاتلند هفت سال و در هلند و كانادا دوازده سال مي باشد. همين سن در نظام كيفري ايران قبل از انقلاب نيز پذيرفته شده بود. نتيجه اين قاعده كه طفل كمتر از ده سال را در حقوق انگلستان نمي توان به ارتكاب جرمي محكوم كرد، آن است كه هرگاه شخص بالغي چنين كودكي را تحريك يا تشويق به ارتكاب جرم نمايد كودك را بايد يك عمل بي گناه و شخص تحريك يا تشويق كننده را مباشر جرم دانست. به علاوه چون طفل را مثلاً نمي توان به ارتكاب سرقت محكوم كرده شخصي هم كه كالاهاي ربوده شده توسط كودك را از وي مي گيرد، نمي تواند به ارتكاب جرم دريافت كالاي مسروقه محكوم گردد. بنابراين در دعوي «والترز عليه لانت» در سال ۱۹۵۱ يك كودك هفت ساله سه چرخه

مقاله طبقه بندي اطفال بزهكار در نظام كيفري انگلستان

پاسخ دهید