مقاله ازآستين طبيبان ، قولي درمسئووليت مدني پزشكان

تعداد صفحات: 35

کیفیت محصول: عالی

نوع فایل: ورد ،

دسته بندی:

قیمت: 2500 تومان

تعداد نمایش: 7 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: ۹ آبان ۱۳۹۵

به روز رسانی در: ۹ آبان ۱۳۹۵

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

2500 تومان – خرید

مقاله ازآستين طبيبان ، قولي درمسئووليت مدني پزشكان

دكترحسن جعفري تبار
چكيده: درباره مسئووليت مدني پزشكتن درحقوق كنوني ايران ، دو متن قانوني مهم وجود دارد : مواد۳۱۹ و۳۲۲ قانون مجازات اسلامي درحالي كه متن نخست ، مسئووليت طبيب را دربرابر بيمار مسووليتي محض معرفي مي كند ، متن دوم به پزشك اجازه مي دهد تا با اخذ برائت از بيمار از هرگونه ضماني مبرا شود.
دراين مقاله باتوجه به سابقه فقهي اين دو ماده، اغراق درمسئووليت مطلق وبي مسووليتي طبيبان تعديل شده است.
مقدمه
۱٫سنت گريز ازدرمان مادي
پزشكان ، اين جغرافي دانان عالم صغير انسان (۱) بوالفضولان نظام جاري طبيعت اند كه با گريزي وجسوري، اسراي پنهاني را به عالم سمر كرده اند كه قرن هاست نزد عامه مردم درپيله هايي از تقدسي مبهم ، منطوي ودرهاله اي از حرمتي مرموز مندمج است . مومنان همواره چنين ا((اسفصاي دراسباب)) را دخالت درسير طبيعي جهان به سوي مقصد خود مي دانستند وعارفان آنرا مغاير با اصل ((توكل))مي ديدند، پروردگار براي هروكالت وتوكلي كافي است (۲) پس توكيل طبيب ودرمان خواستناراو ، چيزي جز عملي فضولي نيست . (( طبيبان طبيعت )) (۳) خود اسبابي هستند دربندسبب هايي ديگر همچون سركنگبين وروغن بادام:
آن طبيبان آنچنان بنده سبب گشته اند ازمكر يزدان محتجب
(مثنوي شريف ۶/۳۶۷۹)
سبب را مي بينند اما ازديدن (( سبب گردان )) عاجزند . به همين دليل گاه تدبيرشان با تقدير الهي سازگارنمي افتد وعلاجشان برصفرا وقبض مي افزايد . بدين ترتيب همواره عارفان ترجيح مي دادند كه درد خود را از چنين طبيبان مدعي نهفته دارند ، باشد كه از خزانه غيب ، دوايشان كنند.(۴) پس گروهي به حرمت استعلاج از پزشك باور يافتند (۵) ودسته اي اگر چه دررجوع به حكيم ، گناهي نمي ديدند اما مومن بيماررانيز به تداوي خود از طريق طب مكلف نمي دانستند – يعني (( وجوبي)) دردرمان پزشكي مرض، احساس نمي كردند.(۶)
بدين گونه ، دست كم درزمانهاي گذشته وجاهت شرعي طبابت ، امري مسلم نبوده است . مصلحان بزرگي چون غزالي ومولوي مي كوشيدند تا با بيان حقيقت توكل ونيز تقسيم انواع داروها ودرمان هاي دنيايي، استعمال برخي از آنها را چنان توجيه كنند كه به مذاق مومنان تلخ نيايد ، چنانكه مولانا اگر چه توكل را رهبر مي داند اما توسل به سبب رانيز سنت پيامبر معرفي مي كندوكاهلي درآن را گناهي بزرگ مي شمارد (۷) وغزالي نيز ميگويد : (( بدان كه پنهان داشتن بيماري، شرط توكل است بلكه اظهار كردن وگله كردن مكروه است الا به عذري ، چنانكه به طبيب گويد.(۸) و (( بدان كه علاج بر سه درجه است :يكي قطعي، چون علاج گرسنگي به نان وعلاج تشنگي به آب وعلاج آتش كه درجايي افتد بدانكه آب بروي زني، دست بداشتن اين از توكل نيست بلكه حرام است دوم آنكه نه قطعي بود ونه ظني مگر آنكه محتمل باشد كه اثر كند چون افسون وداغ وفال وشرط توكل دست به داشتن اين است چنانكه درخبراست ،چه كردن اين ، نشان استقصا بود دراسباب واعتماد برآن ..درجه سوم ميان اين هردو درجه است تاآنكه قطعي نبود لكن غالب ظن بود، چون قصد (رگ زدن ) وحجامت ومسهل خوردن وعلاج گرمي به سردي وسردي به گرمي ودست بداشتن اين حرام نيست ولكن شرط توكل نيز نيست وبود كه دربعضي احوال، كردن از ناكردن اولي تر ودليل بر آنكه شرط توكل ، ترك اين نيست قول رسول( ص) (۹) وفعل وي است
.)) (۱۰)
۲٫مواجهه حقوق وپزشكي
بدينسان پزشكي داراي چهره دوگانه اي است : هم محترم است وهم مغضوب ، هم فعلي است الهي ومظهر شافي بودن پروردگار(۱۱) وهم دخالت فضولي مآبانه دركارخداوند. از سويي بيمار در آرزوي چشيدن نوش بهبود، رضايت مندانه به داما ن پزشك چنگ ميزند واز سوي ديگر، قانون واخلاق به سختي مي تواند نيش چاقوي طبيب را ناديده بگيرد واز خوني كه از آستينش مي جكد (۱۲) بگذرد واين تصرف درتن شريف آدمي را قانونمند نكند به همين دليل همواره قانونگذاران سهم خود را درامر طبابت بجّد ايفا كرده اند اگرچه بيماررا نيز آزاد گذاشته اند تا با طيب خاطر ، خاطر طبيب را از هرمسئووليتي آسوده بگذارد . پادافرهان شديدي از دير باز براي پزشكان مقرر شده است ، قانون نامه حمورايي ، قديمي ترين قانون مدون بشري ، جراحي را كه بايك نيشترمفرغي ، جراحي مهمي را بر روي شخص انجام داده وباعث مرگ وي شده يا گودي چشم كس را باز كرده وچشم اورا نابود نموده ، به قطع دست محكوم مي كند.(ماده ۲۱۸)ماده ۳۱۹قانون مجازات اسلامي ( مصوب ۱۳۷۵) نيز با لحني غليظ مي گويد: هرگاه طبيبي ، گرچه حاذق ومتخصص باشد، درمعالجه اي كه شخصا انجام مي دهد يا دستور آن را صادر مي كند، هرچند با اذن مريض يا ولي اوباشد، باعث تلف جان يا نقص عضو يا خسارت مالي شود ضامن است .)) به نظر مي رسدكه اين ماده ، يكي از نمونه هاي بارز اعمال نظريه مسئووليت محض درحقوق ايران است ، نظريه اي كه مبناي جبران خسارت را نه تقصير شخص كه صرف بروز زيان درنتيجه فعل او ميداند.
بند ب ماده ۲۹۵ قانون مجازات اسلامي تصريح مي كند كه حتي اگر پزشك رفتاري (( متعارف )) داشته باشد باز مسئوول خسارتهايي است كه بر بيمار وارد آورده است وعمل او خطاي شبيه عمد است : (( درموارد زير ديه پرداخت مي شود: قتل يا جرح يا نقثص عضو كه بطنورخطاي شبيه به عمد واقع شود وآن درصورتي است كه جاني قصد فعلي را كه نوعا سبب جنايت نمي شود، داشته باشد وقصد جنايت را نسبت به مجني عليه نداشته باشد مانند آنكه ..طبيبي مباشرتا بيماري را (( بطور متعارف )) معالجه كند واتفاقا سبب جنايت بر اوشود.))
بدينسان اين ماده دليلي ديگر بر مسئووليت محض پزشك درحقوق ايران است زيرا رفتار متعارف وغير مقصرانه او نيز ضمان آور دانسته شده .
گفتاراول.مسئووليت محض پزشك
۳٫ تعهد قراردادي .وغير قراردادي پزشك
درنظام حقوقي آلمان، سوئيس ، اسراليا ، يونان، فرانسه ، بلژيك ، ايتاليا، مسئووليت مدني پزشك بيشتر ازبعد قرارداد بين او وبيمار بررسي شده است . اما درنطام حقوقي كشورهاي تابع كا من لا، اسكانديناوي وژاپن ، بطور معمول براي جبران خسارت به مسئووليت غير قراردادي پزشك ، استناد مي شود. تقصير پزشك درجريان معالجه بيمار، به قرارداد آن دو مربوط نيست مگر درموردي كه پزشك ،اساسا براي انجام دادن عملي كه از پيش آن را تعهد كرده بوده است حاضر نگردد۱ يا با عمل نكردن به تعهد قراردادي خويش ، بيمارخودرا دراختيار پزشكي ديگر قراردهد.۲
رويه قضايي فرانسه نيز مدتها مسئووليت پزشكان را غير قراردادي مي دانست هرچند ميان بيماروپزشك قراردادي نيز منعقد شده باشد، زيرا مواد ۱۳۲۸و۱۳۸۳ قانون مدني آن كشور، همه را به رعايت احتياط دررفتار خودمكلف مي كند وپزشك نيز از اين قاعده مستثني نيست . نتيجه غير قراردادي بودن تعهد پزشك آن است كه بيمار براي تدارك زيان خويش از اثبات تقصير طبيب ناگزير است.
نخستين بار درراي ۲۰مه ۱۹۳۶(۱۳) رويه قضايي فرانسه تعهد قراردادي پزشك را پذيرفت . اين راي از لحاظ نظري ،تحولي عظيم دردكترين حقوق فرانسه ايجادكرد(۱۴) اما از حيث عملي، تاثير مهمي نداشت ، زيرا تعهد پزشك ، تعهدي به وسيله است نه به نتيجه . بنابراين بيمار همچنان بايد قصور پزشك رابراي رسيدن به جبران خسارت خويش مدلل نمايد، پزشك تعهد نمي كند كه بيماررا حتما بهبود بخشد( يعني تعهد به نتيجه ندارد) ، بلكه فقط (( تلاش )) مي كند كه وسائل رسيدن به اين بهبود را فراهم آورد (= تعهد به وسيله)تعهدهاي قراردادي به طور معمول به نتيجه اند . به عنوان مثال ، تعهد به پرداخت مبلغي پول ، تعهدي به نتيجه است ، نقض اين تعهد ( =نپرداختن پول=نرسيدن به نتيجه) خود، تقصير است ومتعهدله به اثبات تقصير متعهد ، نيازي ندارد متعهد براي گريز از جبران خسارت نمي تواند بي تقصيري خودرا ثابت كند، چه، نقض تعهد كرده ونقض تعهد نيز چيزي جز تقصير نيست . اما مي تواند پيمان شكني خود را به سببي خارج از اراده خود منسوب دارد تا به جبران خسارت محكوم نشود(۱۵) آن دسته از تعهد هاي قراردادي كه به نتيجه اند ازلحاظ اثبات تقصير دربرابر تعهد غير قراردادي قرارمي گيرند ولي تعهد به وسيله با تعهد غير قراردادي فرقي ندارد ودرهردو ،مدعي است كه به اثبات تقصير خوانده مجبورمي شود.
۴٫ تعهد به نتيجه پزشك
چنانكه گذشت اصل درتعهدهاي قراردادي ، به نتيجه بودن آنهاست اما دربرخي موارد، تعهد قراردادي به وسيله است . يكي ازاين موارد ، قرارداد پزشك با بيمار۱ براي درمان اوست. دانش پزشكي ، دانشي كامل نيست وبسياري از امور آن برحسب احتمال است . عواملي گونه گون نيز درآن موثراند كه هيچ يك زير سلطه پزشك قرارنمي گيرد.(۱۶) بنابراين پزشك بيش ازاينن تعهد نمي كند كه براي سلامت بيمار ،((تلاش))كند . اما به وسيله بودن تعهد پزشك مانعي سخت عظيم درراه جبران خسارت بيمار زيانديده قرارميدهد وآن اثبات تقصير طبيب است . به همين دليل دادگاههاي فرانسه ،از نطريه (( تقصير مفروض ))۲ بهره گرفتند وبراي پزشك ، فرض تقصير كردند تا كار زيانديده را سهل نمايند وپزشك به اثبات بي تقصير خود مجبورشود.(۱۷) بيمار كاملادرزير سيطره پزشك است ( =امپرياليسم پزشكي) از هيج كار طبيب مطلع نيست پس نبايد از او انتظار داشت كه تقصير پزشك را ثابت نمايد.(۱۸) به علاوه چنانكه درحقوق ايالات متحده گفته شده ، غالب پزشكان به (( دسيسه سكوت))۳ متهم اند ، زيرا همواره درپاسخ نظرخواهي هاي دادگاه جانب همكاران خود را مراعات مي كنند واز دادن گواهي هايي امتناع مي ورزند كه پزشك را دربرابر بيمار، مقصر ومسئوول قراردهد.(۱۹)
بنابراين درحقوق فرانسه ، پزشك به انجام دادن نهايت تلاش خويش متعهدمي شود( تعهد به وسيله ) چه درمرحله تشخيص بيماري ۱ وچه درمرحله درمان آن ۲ وچه درمرتبه جراحي ۳ اماالبته همواره چنين نيست، تعهد پزشك براي برخي كارها كه معمولا بايد به نتيجه اي مطلوب منتهي شود، تعهد به نتيجه خواهد بود،پزشك مسئوول است مگر آنكه حادثه را به سبب خارج از اراده خودمنسوب دارد ، مثلا:
۱٫ ابزارها ووسايلي كه پزشك براي درمان به كارمي گيرد بايد سالم وايمن باشند . درصثورتي كه حادثه اي، درنتيجه غير سالم بودن اين وسايل ، اتفاق افتد پزشك ، بدون نياز به اثبات تقصير او، مسئوول است . مثل اينكه وسيله الكتريكي جراحي با عث سوختن بيمار شود (۲۰)، يا آنكه بيمار درنتيجه اشتغال وانفجار وسايل مربوط به بيهوشي بسوزد وفوت كند (۲۱) ، يا خرابي دستگاه پرتو ، سبب انعكاس بيش از حد اشعه وسوختن بيمار گردد(۲۲) يا آنكه آلت جراحي بشكند وتكه اي ازآن به گونه اي درون زخم بيمار جاي گيرد كه ديگر نتوان آن را خارج كرد.(۲۳) البته دررويه قضايي فرانسه ، آرائي نيز يافت مي شود كه دراين قبيل موارد ، تعهد را به وسيله دانسته اند از جمله راي مربوط به شكستن سوزن جراحي وباقي ماندن آن درزخم بيمار
۲٫ تعهد پزشك درموردسالم بودن دارو، سرم وخون نيز تعهد به نتيجه است مثل آنكه خون آلوده به ميكرب سيفليس به بيمار تزريق گردد .(۲۵) اگر چه بيمار انتظار ندارد كه كاملا شفا يابد اما متوقع است كه خوني سالم به او تزريق شود . دادگاههاي ايالات متحده نيز دراين مورد، پزشك را (( مسئوول محض )) مي دانند.(۲۶)
۳٫ آزمايش هاي پزشكي مثل آزمايش خون ،بطور معمول به نتيجه اي روشن ودقيق منجر مي شوند، بنابراين تعهدپزشكان آزمايشگاه ، تعهدي به نتيجه است .(۲۷)
۴ تعهد جراحان پلاستيك نيز تعهد به نتيجه است .(۲۸) البته گاه ميان دو نوع جراحي زيبايي فرق گذاشته شده است .
الف .جراحي زيبايي براي ترميم ۲ : عملي است ضروري براي اصلاح شكستگي ها وپارگي هاي ناشي از حوادث، تعهد پزشك براي اين نوع جراحي پلاستيك، به وسيله است .
نظريه هايي نيز هست كه اين تفكيك را غير منطقي دانسته وتعهد پزشك را درهردو موردبه وسيله معرفي كرده اند.(۲۹)
۵٫ساختن اعضاي مصنوعي ۳ مثل دندان ودست وپا اصولا به نتيجه اي مطلوب منتهي مي شود،پس تعهد پزشك براي ساختن آنها نيز ، تعهد به نتيجه است .(۳۰) درواقع رويه قضايي فرانسه بين (( فعل پزشكي طبيبان ))۴ و(( فعل فني ايشان))۵ فرق گذاشته است ودرمورد اول به تعهد به وسيله ودرمورد دوم به تعهد به نتيجه پزشكان معتقد شده است . معالجه ومعاينه دهان ودندان وقراردادن دندان ،فعلي پزشكي است اما ساختن دندان وبه كاربردن مواد خوب درساخت آن ، كاري فني
۵٫قرارداد با بيمارستان
قراردادي كه بيمار با بيمارستان منعقد مي كند۶،غير از پيماني است كه با پزشك مي بندد۷٫موضوع قرار داد با بيمارستان،عرضه خدمات معمول۸به بيمار است:مثل آنكه پزشك به موقع بر بالين بيمار حاضر شود،بيمار بطور مناسب تغذيه شود،تخت مناسبي براي او آماده گردد و داروها سر وقت به او داده شود.اما موضوع قرار داد با طبيب ،انجام عمليات پزشكي۱بر روي بيمار است مثل تشخيص بيماري ،درمان آن و عمل جراحي.

مقاله ازآستين طبيبان ، قولي درمسئووليت مدني پزشكان

پاسخ دهید