مقاله آيات قرآن و شرط اسلام در ذبح کننده

اندازه: 106.00K

تعداد صفحات: 30

کیفیت محصول: عالی

نوع فایل: ورد ،

دسته بندی:

قیمت: 2000 تومان

تعداد نمایش: 19 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: ۱۳ آبان ۱۳۹۵

به روز رسانی در: ۱۳ آبان ۱۳۹۵

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

2000 تومان – خرید

مقاله آيات قرآن و شرط اسلام در ذبح کننده

براى اين كه روشن شود آيا در آيات قرآن مجيد يادى از لزوم مسلمان بودن ذبح كننده به ميان آمده است يا نه, بايد آياتى را كه در مورد گوشتهاى حرام و حلال بحث كرده اند ياد كنيم و مقدار دلالت آنها را بررسى كنيم.

به طور اجمال بايد دانست كه اين آيات, بعضى در مكّه نازل شده اند و بعضى در مدينه, بعضى در آغاز بعثت و بعضى در اواخر عمر نبى اكرم(ص) ولى با اين حال, لحن آيات و انواع حرامها در اين آيات ثابت است و نشان مى دهد كه حكم گوشتهاى خوردنى در طول دوره رسالت پيامبر اكرم(ص) تغيير نكرده است.

سوره هايى كه در آنها درباره حرام و حلال بودن گوشتها بحث شده است عبارتند از:

* سوره نحل كه در مكه مكرمه نازل شده است.

* سوره انعام كه در مكه نازل شده و از لحاظ زمانى پس از سوره نحل نازل شده است.

* سوره بقره كه در مدينه و در آغاز هجرت نازل شده است.

* سوره مائده كه در مدينه و در اواخر عمر پيامبر اكرم(ص) نازل شده است.

ما هم به ترتيبى كه اين سوره ها نازل شده اند راجع به آيات مربوط به گونه هاى گوشت و ذبح بحث مى كنيم:

بررسى آيات سوره هاى مكى

* ( فكلوا مما رزقكم اللّه حلالاً طيبا و اشكروا نعمت اللّه ان كنتم اياه تعبدون * انما حرم عليكم الميتة و الدم و لحم الخنزير و ما اهل لغير اللّه به فمن اضطر غير باغ و لاعاد فان اللّه غفور رحيم)۵۷

از آنچه خدا روزيتان كرده است, حلال و پاكيزه, بخوريد و شكر نعمت خدا را به جاى آوريد, اگر او را مى پرستيد .خداوند تنها مردار و خون و گوشت خوك و آنچه را با نام غير خدا سر بريده ايد بر شما تحريم كرده است, اما كسانى كه ناگزير شوند در حالى كه تجاوز و تعدى از حد ننمايند ….

اين آيات, حرامها را در چهار چيز محصور كرده است و فرموده اند غير از اينها چيزى حرام نيست. اكنون ما كارى نداريم كه فلسفه تحريم اين چيزها چيست و آيا حرامها در اين چهار چيز منحصرند يا حرامهاى ديگرى هم در روايات ذكر شده اند بلكه نكته ٌ مورد نظر ما, شرايط ذبح است كه آيه مى گويد از آنچه نام غير خدا بر آن برده شده است, نخوريد; امّا ذبح كننده مسلمان باشد يا كافر, بحثى نكرده همان گونه كه درباره واجب بودن بردن نام خدا واجب نبودن آن هم بحثى نكرده است.

* ( ان ربك هو اعلم من يضلّ عن سبيله و هو اعلم بالمهتدين* فكلوا مما ذكر اسم اللّه عليه ان كنتم باياته مومنين* و ما لكم الا تاكلوا مما ذكر اسم اللّه عليه و قد فصّل لكم ما حرم عليكم الا ما اضطررتم اليه … و لا تاكلوا مما لم يذكر اسم اللّه عليه و انه لفسق …) ۵۸

پروردگار تو به كسانى كه از راه او گمراه گشته اند آگاه تر است و همچنين به كسانى كه هدايت يافته اند و از آنچه نام خدا بر آن گفته شده است, بخوريد, اگر به آيات او ايمان داريد. چرا از چيزهايى نمى خوريد كه اسم خدا بر آنها برده شده است در حالى كه[خداوند] آنچه را بر شما حرام بوده بيان كرده است, مگر اين كه ناچار باشيد … و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده نخوريد و اين كار گناه است …

نكته ها:

  1. حيوانى كه هنگام ذبح آن نام خدا برده شد, حلال است و جاى هيچ گونه وسوسه اى ندارد.
  2. آيات دلالتى ندارند كه ذبح كنند بايد مسلمان باشد, بلكه برعكس, از مجهول آوردن (ذُكِرَ) در دو مورد و همچنين مجهول آوردن (لم يُذْكَر) معلوم مى شود كه در اصل عنايتى به فاعل نيست و مهم نيست كه ذبح كننده چه شخصى باشد, بلكه مهم برده شدن نام خداست.

بررسى كلام طبرسى در مجمع البيان

از آنچه گفته شد روشن مى شود كه كلام طبرسى مخدوش است. ايشان در ذيل آيه(فكلوا مما ذكر اسم اللّه) مى نويسد:

(اين آيه دلالت دارد بر اين كه ياد نام خدا هنگام ذبح واجب است و همچنين دلالت دارد بر اين كه خوردن ذبيحه هاى كفار جايز نيست, چون كفار بر ذبيحه خود اسم خدا را نمى برند و اگر بعضى نام خدا بگويند, ياد نام خدا را در حقيقت واجب نمى دانند و همچنين اعتقاد به خدايى دارند كه دين عيسى و موسى را ابدى قرار داده است و چنين خدايى خداى حقيقى نيست.) ۵۹

چند اشكال بر كلام ايشان:

  1. آيه تنها دلالت بر حلال بودن ذبيحه اى كه نام خدا بر آن برده شده است دارد, ولى هيچ گونه دلالتى بر اسلام ذبح كننده ندارد.
  2. از كجا براى ايشان روشن شده است كه اهل كتاب بر ذبايح خود اسم خدا را نمى برند.
  3. به چه دليل عقايد انحرافى اهل كتاب, به نام خدا بردن آنان ضرر مى زند؟ در حالى كه نظير همين انحرافها گاهى در بين مسلمانان نيز پيدا مى شود.
  4. آيه فقط ياد نام خدا را واجب كرد, ولى به چه دليل اعتقاد به واجب بودن ياد خدا در تسميه هم لازم است؟

به بيان ديگر, واجب بودن ياد خدا, مربوط به مقام ثبوت است و نشان مى دهد كه هر جا نام خدا آمد, شرط حلال بودن ذبيحه محقق شده است, ولى اعتقاد به وجوب ياد نام خدا مربوط به مقام اثبات است. يعنى هنگامى كه ذبيحه اى را در دست انسانى ديديم و شك كرديم آيا شرط حلال بودن را عمل كرده است يا نه؟ در اين هنگام, اگر ذبح كننده به واجب بودن ياد نام خدا اعتقاد داشته باشد فعل او را حمل بر صحت مى كنيم و مى گوييم مسلماً نام خدا گفته است, ولى اگر اعتقادى به واجب بودن آن نداشت, نمى توان گفتن نام خدا را احراز كرد و حمل فعل او درستى وجهى ندارد, زيرا درستى از ديدگاه او حلال بودن بى ياد نام خداست, اگر چه از ديدگاه غير او درستى عبارت از حلال بودن با ياد خدا است.

خلاصه, واجب بودن ياد نام خدا در حلال بودن, مربوط به مقام ثبوت است, ولى اعتقاد به واجب بودن ياد خدا مربوط به مقام اثبات است.

نتيجه:از اين آيه ها برداشت شد كه لازم نيست ذابح مسلمان باشد و از اين جهت دليلى بر حرام بودن ذبايح اهل كتاب و ساير كفار ندارد. امّا واجب بودن ياد خدا شرط ديگرى است و اعتقاد به واجب بودن ياد خدا در اصل ربطى به شرايط ذبح ندارد, بلكه هنگام احراز شرط ياد نام خدا به كار مى آيد.

  1. از اين آيات ( آيات سوره انعام ) برداشت ديگرى نيز احتمال دارد و آن اين كه اين آيات دلالتى بر واجب بودن ياد خدا ندارند, چون:

اوّلاً, آيه اول تشويق به خوردن گوشتى مى كند كه نام خدا بر آن برده شده است و دلالت دارد كه اين نوع از ذبيحة حلال است و دلالتى بر حرام بودن ساير اقسام ندارد و به اصطلاح حلال بودن مقيّد, نفى حلال بودن مطلق را نمى كند و قيد, براى بيان فرد كامل تر و معلوم الحلية آمده است. آيه دوم هم از اين لحاظ مثل آيه اول است.

ثانيا, جمله (وقد فصّل لكم ما حرم عليكم) دلالت دارد كه حرامها پيش از اين, بيان شده اند,در حالى كه غير از آيات سوره نحل آيات ديگرى كه حرامها را پيش از اين بيان كرده باشند وجود ندارد و آيات سوره نحل هم ذكرى از ياد نام خدا به ميان نياوردند و تنها ذبح شده به نام غير خدا را حرام دانستند.

ثالثاً ,آيه سوم يعنى (ولا تاكلوا مما لم يذكر اسم اللّه عليه و انه لفسق) افزون بر اين كه پيش از آيه دوم نازل نشده , دلالت واضحى هم بر حرام بودن آنچه نام خدا بر آن برده نشده است, ندارد, چون اگر جمله(و انه لفسق) عطف باشد آن گاه دلالت آيه, بر حرام بودن ذبح بدون نام خدا, تمام است, ولى احتمال دارد كه (وانه لفسق) جمله حالّيهّ باشد, آن گاه معنى اين مى شود: از آنچه نام خدا بر آن برده نشده است در حالى كه آن چيز فسق هم باشد آن را نخوريد. آن گاه آيه ديگرى در سوره انعام (فسق) را معنى مى كند آن جا كه مى فرمايد:

(قل لا اجد فى ما اوحى الى محرما على طاعم يطعمه الاّ ان يكون ميتة او دما مسفوحا او لحم خنزير فانه رجس اوفسقا اهل لغير اللّه به ….) ۶۰

بگو در آنچه بر من وحى شده, چيزى كه خوردن آن حرام باشد, نمى يابم, جز اينكه مردار, يا خون ريخته, يا گوشت خوك, كه پليد است, يا حيوانى كه در كشتن آن نافرمانى كنند و جز با گفتن نام خدا ذبحش كنند.

در اين آيه محرماتى را ياد مى كند كه در سوره نحل هم همين ها را ياد كرده بود. فقط بعضى از آنها را توضيح مى دهد. مثلا خون را توضيح داده كه خون بيرون ريخته شده حرام است و گوشت خوك را توضيح داده كه پليد است سپس حرام بودن فسق را بيان كرده و آن گاه فسق را به نحو عطف بيان توضيح داده است: فسق آن چيزى است كه با نام غير خدا ذبح شود.

در نتيجه از اين آيه معناى فسق در خوردنيها را مى فهميم و همين معنى را در جمله (و انه لفسق) قرار مى دهيم, نتيجه اين مى شود: از آن گوشتهايى كه هنگام ذبح نام خدا بر آن برده نشده است, بلكه نام غير خدا برده شده نخوريد, يعنى آنچه سبب حرام بودن مى شود ترك ذكر خدا و گفتن اسم غير خداست.

در نتيجه اين آيات با آيات سوره نحل هماهنگ مى شوند.

رابعاً ياد نام خدا در سورهاى بقره و مائده كه هر دو پس از سوره انعام نازل شده اند, ذكرى از ياد نام خدا به ميان نمى آيد و فقط همان حيوان ذبح شده به نام غير خدا را حرام مى دانند كه برابر با سوره نحل است.

از اين روى از مجموع آيات راجع به حرام بودن بعضى از گوشتها بر مى آيد كه اين حكم از اول بعثت تا آخر عمر پيامبر اكرم(ص) تغييرى نكرده است و آيات سوره انعام چيزى غير از مفهوم آيات سه سوره ديگر نيست.

خامساً, باز از امورى كه حرام بودن ذبح شده مذبوح به غير ياد نام را را تضعيف مى كند و به عبارت ديگر شرط بودن ياد نام خدا را سست مى كند اين است كه جمله (و انه لفسق) خبرى و جمله (و لاتاكلوا مما لم يذكر اسم اللّه عليه) انشايى است و عطف خبر بر انشا نزد علماى بيان ممنوع۶۱٫ بنا بر اين, جمله (و انه لفسق) حال واقع مى شود و مى گويد هر چه كه نام خدا بر آن برده نشد در حالى كه فسق است خورده نشود, ولى اگر برده نشدن نام خدا, جهت ديگرى داشته باشد, دليلى بر حرام بودن ذبيحه يافت نمى شود.

ولى با اين همه, ما اين برداشت را نمى پذيريم, چون رواياتى كه پس از اين ياد مى كنيم به روشنى مى گويند:(انما الذبيحة بالاسم) پس برداشتى از آيات كه روايات بر خلاف آن دلالت داشته باشد درست نيست, چون ما ائمه اطهار (ع) را مفسر حقيقى قرآن مى دانيم و معتقديم كه قرآن و عترت پيوسته با هم و در كنار هم هستند. ولى تا اين حد را مى توان گفت كه اگر كسى بعضى از انواع ذبايح را بدون ياد نام خدا حلال دانست, سخنى خلاف نص قرآن يا خلاف ظاهر قرآن نگفته است و شايد به همين جهت مسلمانى كه از روى فراموشى نام خدا را نگويد ذبيحه اش حلال است;زيرا اگر ياد نام خدا شرط واقعى بود, فرقى بين عالم,جاهل و عامد و فراموشكار وجود نداشت.

بررسى آيات سوره هاى مدنى

سوره بقره از سوره هايى است كه در مدينه و در آغاز هجرت پيامبر اكرم(ص) نازل شد. آياتى از آن سوره كه مربوط به گوشتهاى خوردنى و غير خوردنى است عبارتند از:

* (ياايها الذين آمنوا كلوا من طيبات ما رزقناكم و اشكروا للّه ان كنتم اياه تعبدون* انما حرّم عليكم الميتة والدم و لحم الخنزير و ما اهل به لغير اللّه فمن اضطر غير باغ و لاعاد فلااثم عليه, ان اللّه غفور رحيم) ۶۲

اين آيات, با آيات سوره نحل مشابهت كامل داردو هيچ نكته اضافى كه ما را ملزم به ذكر آن كند وجود ندارد و از اين روى از ترجمه و توضيح آن خوددارى مى شود. نتيجه اين كه حكم گوشتهاى خوردنى از اوايل بعثت تا اوايل هجرت ثابت مانده است.

* (يا ايها الذين آمنوا اوفوا بالعقود احلت لكم بهيمة الانعام الا ما يتلى عليكم … * حرمت عليكم الميتة و الدم و لحم الخنزير وما اهل لغير اللّه به والمنخنقة و الموقوذة و المتردية و النطيحة و ما اكل السبع الا ما ذكيتم و ما ذبح على النصب و ان تستقسموا بالأزلام ذلكم فسق, اليوم يئس الذين كفروا من دينكم فلاتخشوهم و اخشون … * اليوم احل لكم الطيبات و طعام الذين اوتواالكتاب حل لكم و طعامكم حل لهم …) ۶۳

اى كسانى كه ايمان آورده ايد به پيمانها و قراردادها وفا كنيد, چهار پايان براى شما حلال شده اند, مگر آنچه بر شما خوانده مى شود.… گوشت مردار, خون, گوشت خوك, حيواناتى كه به غير نام خدا ذبح شوند, حيوانات خفه شده و به زجر كشته شده, آنها كه بر اثر پرت شدن از بلندى بميرند, آنها كه به ضرب شاخ حيوان ديگرى مرده باشند, باقيمانده صيد حيوان درنده, مگر آنكه [به موقع به آن حيوان برسيد و ] آن را سر ببريد و حيواناتى كه روى بتها [يا در برابر آنها] ذبح شوند [همگى] بر شما حرام است و [همچنين] قسمت كردن گوشت حيوان به وسيله چوبهاى تير مخصوص بخت آزمايى, تمام اين اعمال فسق و گناه است. امروز كافران از [زوال] آيين شما مأيوس شدند, بنا بر اين از آنان نترسيد و از [مخالفت] من بترسيد …. امروز چيزهاى پاكيزه براى شما حلال شد و[همچنين]غذاى اهل كتاب براى شما حلال و غذاى شما براى آنان حلال است…

تا حال سه دسته از آيات ذكر شد ( كه دو دسته آنها در سوره نحل و بقره مثل هم بود ) و بررسى شد و معلوم شد:

مقاله آيات قرآن و شرط اسلام در ذبح کننده

پاسخ دهید