مباني استاندارد و استانداردسازي در آموزش و پرورش

مباني استاندارد و استانداردسازي در آموزش و پرورش

اندازه: 134

تعداد صفحات: 40

دسته بندی:

قیمت: 4000 تومان

تعداد نمایش: 19 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: ۱۷ مهر ۱۳۹۵

به روز رسانی در: ۱۷ مهر ۱۳۹۵

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

4000 تومان – خرید

مباني استاندارد و استانداردسازي در آموزش و پرورش

مباني استاندارد و استانداردسازي در آموزش و پرورش
مقدمه
بررسي تاريخي كشورهاي پيشرفته و يا در حال پيشرفت در شكوفايي اقتصادي و تحول نظام آموزشي آنان نشان دهنده توجه جدي مديران و برنامه ريزان اين كشورها به استاندارد و استانداردسازي در آموزش و ترويج آن در بين جامعه است، به طوري كه هم اكنون در بسياري از كشورها مقوله استاندارد در سالهاي آخر مقطع تحصيلي دبيرستان و مقاطع مختلف دانشگاهي تدريس شده ضمن آنكه در اين كشورها اين امر به يك پديده فرهنگي و اجتماعي حايز اهميت تبديل گرديده است . اگر چه به كار بردن لفظ استاندارد و استاندارد سازي بيشتر در حيطه ي صنعت و توليد به كار گرفته شده است اما بايد توجه داشت كه همه جا و همه چيز مي تواند مورد توجه فرايند استاندارد سازي قرار گيرد . بطوري كه طيف وسيعي از شئونات زندگي انسان كه يكي از آنها مسئله تعليم و تربيت است را مي توان در اين قالب جاي داد .
امروزه هيچ سازمان يا موسسه اي را نمي توان يافت كه از جهت هاي گوناگون با امر استاندارد سرو كار نداشته باشد. در اين ميان استاندارد كردن نظام آموزشي ، به دليل اينكه از ويژگيهاي خاصي برخوردار است اهميت بيشتري را به خود اختصاص داده است . نظام آموزش و پرورش يك كشور حياتي ترين و زير بنايي ترين بخش براي اقتصاد آن كشور محسوب مي شود و در عين حال نهادي است كه همه مردم به نوعي با آن مرتبط مي باشند، ‌بنابراين مردمي ترين نهاد نيز به شمار مي‏آيد . در كشور ما قريب به هفده ميليون و يكصد هزار دانش آموز و بيش از نهصد هزار نفر معلم و كارمند در بيش از ۱۳۸ هزار آموزشگاه به صورت مستقيم فعاليت دارند . با وجود اين گستردگي و براي جلوگيري از بي راهه روي ها ، نياز به وجود چهارچوبهاي مشخص ـ براي انجام فعاليتهاي گوناگون در اين نظام ـ به نام استاندارد و استاندارد سازي بيش از هرچيز احساس مي شود .به طور كلي ۳ عامل عمده را مي توان در توجه به استاندارد و استانداردسازي در آموزش و پرورش ذكر كرد :
۱- افزايش فاصله علمي بين كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه ، در نتيجه توجهي كه كشورهاي توسعه يافته به امر استاندارد سازي در نظام آموزشي نموده اند .
۲- ظهور آگاهي هرچه بيشتر در بين جامعه نسبت به فوايد بهره گيري از استانداردها در زمينه هاي مختلف .
۳-ضرورت جلوگيري از بي راهه رويها و تكيه بر چارچوبهائي مدون كه از درجه اعتماد بالايي برخوردار باشند .
استاندارد مفهوم ثابتي نيست و همراه با دگرگوني ها و پيشرفت هايي كه در اثر تحقيقات علمي بوجود مي آيد، معيارهاي آننيز دچار تغييرمي شود. استاندارد تبلور آگاهي و آزمايش گذشته است كه مبنايي براي پيشرفت هاي آتي محسوب مي شود. بكارگيري استانداردها در سازمان، فوايد زيادي را به همراه دارد. بهره گيري از آنها مي تواند موجب ساده سازي امور، امكان تعويض پذيري آنها، افزايش ايمني فعاليتها و صرفه جويي در منابع مادي و اقتصادي و انساني را به همراه داشته باشد. در اين ميان استانداردهاي آموزشي را مي توان به عنوان سيستم و سامانه اي در نظر گرفت كه كار كنترل كيفي فعاليتهاو خدمات ارائه شده از سوي اين نظام را بر عهده دارند. بكارگيري استانداردها در آموزش وپرورش، نيازمند رعايت پيش نيازهائي است كه توجه به آنها مي تواند موجب ترويج و تحقق و همچنين پايداري استانداردها به گونه اي بهتر شود. از جمله اين پيش نيازها، تعريف دقيق اهداف نظام آموزشي و نيازهاي آن، شناسايي دقيق خواسته هاي جامعه از اين نظام و راههاي دستيابي به آنها و همچنين افزايش توان انطباق پذيري نظام آموزشي با توجه به تغييرات پيراموني از جمله تحولات جهاني است.

مباني استاندارد و استانداردسازي در آموزش و پرورش

پاسخ دهید