تحقیق مبانى فلسفى حقوق بشر

اندازه: 170

تعداد صفحات: 52

کیفیت محصول: عالی

نوع فایل: ورد ،

دسته بندی:

قیمت: 4500 تومان

تعداد نمایش: 13 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: ۸ آبان ۱۳۹۵

به روز رسانی در: ۸ آبان ۱۳۹۵

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

4500 تومان – خرید

تحقیق مبانى فلسفى حقوق بشر

به بركت تلاشهايى كه در مدت نيم قرن عمدتا توسط سازمان ملل صورت گرفته، حجم عظيمى از قواعد موضوعه حقوق بشر وارد پيكره و اندام اصلى حقوق بين الملل شده و دولتها را ملزم به متابعت‏ساخته است. دراين ميان شايد بحث از مبانى فلسفى و نظرى حقوق بشر، بحثى غير ضرورى و اختلاف برانگيز باشد. ولى هدف اصلى اين نوشته، كه گزارش مختصرى از نظريات عمده قديم و جديد دراين مساله است، عبارت است از نشان دادن اينكه حقوق بشر على رغم استفاده‏هاى احتمالى يا واقعى ابزارى از آن، مفهومى عميق و ريشه‏دار در تفكر انسانى و دينى است. نظريات و مكاتبى كه در اين مقاله به اختصار به آنها پرداخته شده عبارتند از: مكاتب طبيعى، موضوعه، فايده گرا، ماركسيستى، جامعه شناختى، نظريه عدالت، نظريه كرامت انسانى و بالاخره نسبيت گرايى و جهان شمولى.
مقدمه
در ابتداى هزاره سوم، حجم عظيمى از قواعد حقوق بشر به بركت تلاشهاى بى وقفه سازمان ملل متحد، وارد حقوق بين الملل شده و به لحاظ حقوقى، دولتها را در قبال اجراى آن، متعهد ساخته است.
فرايند بين المللى شدن حقوق بشر با تصويب و لازم الاجرا شدن منشور ملل متحد، (۲) تصويب اعلاميه جهانى حقوق بشر، (۳) ميثاق بين المللى حقوق مدنى و سياسى، (۴) ميثاق بين المللى حقوق اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى (۵) و معاهدات گوناگونى كه در سطح جهانى (۶) و منطقه‏اى (۷) مورد پذيرش دولتها قرار گرفته، به انجام رسيده است.
حال كه از نظر حقوقى، اين مسير طولانى، پيموده شده، بحث از مبانى فلسفى اين نظام بين المللى حقوق بشر، چه ثمرى دارد؟ آيا پرداختن به مباحث نظرى، به سست‏شدن وفاق جهانى در مورد ضرورت حمايت از حقوق بشر نمى‏انجامد؟
نمى‏خواهيم به تفصيل از ضرورت اين بحث دفاع كنيم و به نظرات كسانى كه اين بحث را غير ضرورى مى‏پندارند پاسخ (۸) دهيم، بلكه به چند فايده ملموس از طرح اين مباحث اكتفا مى‏كنيم.
۱ – اين بحث چنانكه خواهيم ديد، گواه آن است كه حقوق بشر، موضوعى ريشه دار، اصيل و با بنياد است و از ديدگاهها و مكاتب فكرى و فلسفى گوناگون مورد حمايت و پشتيبانى قرار دارد و به عبارتى توجيهات اخلاقى و عقلانى متنوعى در وراى مفاهيم حقوق بشر نهفته است.
هرگاه قاعده‏اى حقوقى از چندين منظر مورد تاييد واقع شود، استوارى و استحكام آن فزونى مى‏يابد.
اين نوشته بر اساس مقاله زير تنظيم شده است:
Jeromy shestack, \”Philosophic Foundations of Human Rights, HumanRights,\” Quarterly 20(1998).
۲ – كارآيى و مؤثر بودن هر نظام حقوقى، در درجه اول، بستگى به اين دارد كه قواعد نظام از سوى تابعان آن مورد پذيرش قرار گيرد.
اگر تابعان حقوق، قواعد وضع شده را منطقى، عادلانه، ضرورى يا لازم بدانند، براحتى به اجراى آن تن مى‏دهند و حتى در موارد تخلف، پذيراى ضمانت اجراى آن خواهند بود.
بنابراين فهم توجيهات اخلاقى و عقلانى كه مبناى قواعد را تشكيل مى‏دهد، وفادارى به قواعد و تبعيت از آنها را افزايش مى‏دهد.
واقعيت ديگرى هم در صحنه حقوق بين الملل، بر نكته فوق تاكيد بيشترى مى‏نهد و آن اين كه حقوق بين الملل – برخلاف حقوق داخلى -، در جامعه‏اى از دولتها به اجرا در مى‏آيد كه فاقد سلسله مراتب اقتدار است و نظام سازمان يافته‏اى از مكانيسمهاى رسمى ندارد تا به اجراى قواعد نظام اقدام نمايد.
از سوى ديگر مفهوم «اجرا» هيچگاه صرفا به معناى استفاده از قوه قهريه و نيروى انتظامى نيست‏بلكه «شامل تمام اقداماتى است كه هدف آن ترغيب احترام [ به قواعد حقوقى است ] و براى تامين تبعيت از قواعد، صحيح و مناسب مى‏باشد.
(۹) »در مورد حقوق بشر، ايجاد «فرهنگ اجرا»، و به عبارتى پديدآوردن «ذهنيت مناسب » در آحاد افراد انسانى، اولين گام در اجراى آن مى‏باشد، چرا كه اجراى قاعده هم همانند نقض آن، ابتدا در انديشه مجريان يا متخلفان، نقش مى‏بندد و آنگاه صورت واقعيت‏به خود مى‏گيرد.
(۱۰)
۳ – فهم و شناخت مبانى فلسفى حقوق بشر، در دستيابى به اصولى كه شكافهاى موجود ميان عقايد و بينشهاى مختلف را پر كند، كمك مى‏كند و زبان مشتركى ايجاد مى‏كند كه افراد انسانى با آن به گفتگو بنشينند و اين تمرينى است ضرورى براى شناسايى جهانى اصول بين المللى حقوق بشر.

در اين مقاله ابتدا به ماهيت‏حقوق بشر مى‏پردازيم و سپس منابع تاريخى توجيهات حقوق بشر و آنگاه نظريه‏هاى نوين عمده در حقوق بشر را مورد مطالعه قرار مى‏دهيم.
۱ – ماهيت‏حقوق بشر اصطلاح « حقوق بشر »، (human riqhts) ،نسبتا جديد است و فقط پس از جنگ جهانى دوم وتاسيس سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۵ وارد محاورات روزمره شده است.
اين عبارت جايگزين اصطلاح «حقوق طبيعى‏» (۱۱) و «حقوق انسان‏» (۱۲) گرديده كه قدمتى بيشتر دارند.
(۱۳)
منظور از حقوق بشر چيست؟ مشكلى كه در تعريف حقوق بشر وجود دارد ناشى از مفهوم و ماهيت «حقوق » است كه مناقشات فراوانى در ميان فلاسفه حقوق برانگيخته است.
بطور كلى در مورد ماهيت‏حقوق دو نظريه وجود دارد: نظريه‏اى كه بر اراده يا انتخاب تاكيد مى‏ورزد و نظريه‏اى كه بر نفع يا مصلحت تكيه مى‏كند.
در نظريه اول كه مدافع اصلى معاصر آن «هارت » مى‏باشد، فرد دانسته شده است.
(۱۵) مطابق اين نظريه حق عبارت است از قدرتى كه قانون به افراد داده است تا كارى را انجام داده يا آن را ترك كنند.
بنابراين فرد مى‏تواند حق مورد نظر را اسقاط كند يا آن را اجرا نمايد.
براين نظريه انتقاداتى وارد است از جمله اين كه بعضى از حقوق فردى مثل حيات قابل اسقاط يا واگذارى نيست.
آيا فرد مى‏تواند حق زندگى كردن را از خود سلب كند و يا اختيار زندگى خود را به دست ديگران بسپارد؟ آيا تكليف به رعايت‏حق حيات ديگران با رضايت دارنده حق، ساقط مى‏شود؟ كسى نمى‏تواند ديگرى را حتى با رضايت او، به قتل برساند يا مورد شكنجه قرار دهد.
از سوى ديگر در اين نظريه ميان حق تمتع و حق استيفاء تفكيكى ديده نمى‏شود.
برخى از حقوق چنان است كه دارنده آن قدرت استيفاء ندارد مثل كودكان، كه مطالبه حقوق آنان، تكليفى است‏به عهده ولى يا سرپرست آنان و خود كودكان فاقد اهليت استيفاء هستند.
و باز امروز سخن از حقوق حيوانات، درختان، سواحل دريا و غيره مى‏رود كه در مسائل مربوط به حيات وحش، اكولژى و محيط زيست رواج يافته است.
حيوانات، درياها، كوهها و جنگلها چه قدرت و اراده‏اى مى‏توانند داشته باشند؟ در زمينه حقوق بشر هم امروزه از دسته‏اى از حقوق موسوم به «نسل چهارم » و حقوق نسلهاى آينده سخن مى‏رود كه با اين نظر قابل توجيه نيست.
در نظريه دوم كه ابتدا در آثار «بنتام‏» (۱۶) بيان شده و امروزه دانشمندانى چون «ليونز» (۱۷) ،«مك كورميك‏» (۱۸) ، «راز» (۱۹) ، «كمپبل‏» (۲۰) و ديگران از آن حمايت مى‏كنند، هدف حقوق نه حمايت از قدرت و اراده فرد، بلكه حفظ برخى منافع و مصالح متعلق به او تلقى مى‏شود.
به عبارتى، حقوق منافعى است كه قواعد تنظيم كننده روابط، براى اشخاص تضمين كرده است.
مثلا «الف‏» زمانى داراى حق است كه از اجراى يك تكليف ملازم با آن، منتفع مى‏گردد و يا «الف‏» زمانى مى‏تواند حقى داشته باشد كه حمايت‏يا پيشبرد نفع متعلق به او مورد شناسايى قرار گيرد و در مقابل، تعهدات و تكاليفى براى سايرين وضع گردد.
(۲۱) اين نظريه فاقد برخى انتقادات مربوط به نظريه اول است ولى اشكالى كه در آن به نظر مى‏رسد اين است كه منافع ناشى از حق است و نه عين آن.
به عبارت ديگر، منافع متعلق به افراد فرع بر حقوقى است كه براى آنان در نظر گرفته شده است.
ابتدا بايد حقوقى براى افراد منظور گردد و آنگاه منافع ناشى از آن مورد تضمين و شناسايى واقع شود.
البته در مورد حقوق منتسب به حيوانات و مظاهر طبيعت‏باز اين پرسش وجود دارد كه دارندگان چنين حقى، چه منافعى مى‏توانند داشته باشند.
بعد از بيان اين دو نظريه كلى در مورد ماهيت‏حقوق، به چند نمونه از تعاريفى كه در آثار حقوقدانان ايرانى به چشم مى‏خورد اشاره مى‏كنيم:
«حقوق جمع حق است و آن اختيارى است كه قانون براى فرد شناخته كه بتواند عملى را انجام و يا آن را ترك نمايد.» (۲۲)
«براى تنظيم روابط مردم و حفظ نظم در اجتماع، حقوق موضوعه، براى هر فرد امتيازاتى در برابر ديگران مى‏شناسد و توانائى خاصى به او اعطا مى‏كند كه حق مى‏نامند و جمع آن حقوق است و حقوق فردى نيز گفته مى‏شود.» (۲۳)

حق عبارت است از: « قدرتى كه از طرف قانون به شخص داده شده‏» (۲۴) است.
همانطور كه ملاحظه مى‏شود اين تعاريف كم و بيش متاثر از نظريه اول مى‏باشد.
در اين جا براى مزيد فايده يكى از تحليلهاى معروف در مورد ماهيت‏حقوق را كه در اوائل قرن بيستم بيان شده (۲۵) و بسيار مورد استناد و نقد واقع شده و مى‏توان گفت نقطه شروع تحليلهاى بعدى بوده، به اختصار بيان مى‏كنيم.
اين تحليل به بررسى جملاتى مى‏پردازد كه در آن مفهوم حقوق بكار رفته است.
جمله «الف حق دارد كارى انجام دهد »، ممكن است‏براى بيان انديشه‏هاى متفاوتى بكار رود.
بايد مفهوم حقوق را با توجه به «ملازمات‏» (۲۶) و «اضداد» (۲۷) آن تعريف كرد.
جمله بالا ممكن است‏به اين معنا باشد كه «ب‏» داراى تكليفى است‏به اين كه بگذارد «الف‏» كارى را انجام دهد، به نحوى كه «الف‏» ادعايى عليه «ب‏» خواهد داشت كه تكليف مزبور را نقض نكند.
در اين مورد حق «الف‏» ، ملازم با تكليف «ب‏» است.
همچنين جمله فوق مى‏تواند به اين معنا باشد كه «الف‏» در انجام يا احتراز از انجام چيزى آزاد است.
در اين جا، حق نسبت‏به دارنده آن مورد توجه قرار مى‏گيرد و كارى به اين كه «ب‏» چه بايد بكند نداريم.
اين منظور از حق را «امتياز» (۲۸) ناميده‏اند و البته برخى ترجيح داده‏اند آن را «آزادى‏» بنامند.

تحقیق مبانى فلسفى حقوق بشر

پاسخ دهید